فرآیند رینگ رولینگ
در بعضى موارد، عملىترين و مقرون به صرفهترين كار اين است كه رينگ طرحدار را بصورت دو از يك يعنى 2 حلقه از1 حلقه با ارتفاع بزرگتر غلتك كارى كرد. معمولا یک ديواره در وسط ارتفاع رينگ و براى راحتى كار به عنوان جدا كننده قسمتها استفاده مىشود و مىتوان آن را به منزله يك آيينه تلقى كرد گويى آن دو قسمت بالا و پايين، تصوير همديگر در اين آيينه هستند. از آنجاییكه رينگ در دو طرف خط وسط متقارن است چنين رينگ غالبا از يك گرده اوليه ساده نوردكارى مىشود و پيش بينى و كنترل اين رينگها به مراتب از رينگهاى غيرمتقارن كه به تنهايى تحت نورد قرار مىگيرد راحتتر است. با بهينه كردن ساختار و طرح دستگاهها و آشنا شدن با سبك كنترل كامپيوترى، محدوديتهاى مربوط به قوانين قديمى درباره نسبتهاى عملى ارتفاع رينگ به ديواره رينگ (نسبت 1 به 4 براى استوانهها و نسبت 4 به 1 براى رينگهاى واشر مانند تخت) جايگاه خود را از دست مىدهد. واشرهايى با نسبت ديواره به ارتفاع 1 و استوانههايى با نسبت 1 به 16 در همان دستگاه پرداخت غلتك كارى شعاعى - محورى نورد رينگ شدهاند. قابل توجه اين كه، با استفاده ويژه از گردههايى كه بصورت لولهاى شكل آماده شدهاند مىتوان استوانههايى با نسبتهاى ديواره به ارتفاع 1 به 28 با مواد مختلف نورد كرد.
در اواسط قرن نوزدهم توسعه سريع سيستمهاى راه آهن باعث شده كه نياز به چرخهاى راه آهن افزايش پيدا كند. در ابتدا اين قطعات به طرز دشوارى با استفاده از چكشهاى آهنگرى توليد مىشدند. اما بالاخره در اوايل سال 1852، يك ماشين غلتك كارى چرخ در انگلستان ساخته شد. با افزايش توليد اين ماشينها، كارآيى توليد و توانايى شكل دادن بيشتر به چرخ نيز بهبود يافت. ماشينهاى ابتدایى دستگاههايى بودند كه فقط با مسير شعاعى رينگ توليد مىكردند. در اين ماشينها از يك جفت غلتك ساده استفاده شده و ارتفاع رينگها توسط يك ابزار با شكل مخصوص كنترل مىشود. اين ماشينها در دو نوع اصلى وجود داشتند. اساس وضعيت صفحهاى كه رينگ در طى فرايند نورد روى آن قرار مىگرفت به دو گروه عمده زير تقسيم بندى مىشدند:
1)نورد رينگ افقى، كه رينگ حول محور عمودى خودش دوران مىكند.
2) نورد رينگ عمودى، كه رينگ حول محور افقى خود دوران مىكند.
قطر رينگها در ماشينهاى عمودى، با ملاحظات عملى ارتفاع از كف زمين نسبت به موقعيت قطعه كار در محدوده خاصى قرار مىگيرد. اما در ماشينهاى از نوع افقى فقط فضاى كف زمين، قطر رينگ را محدود مىكند. در ماشينهاى افقى بعضى تجهيزات مانند غلتك اصلى (ماشينهاتر) يا سنبه در ماشين عمودى به عنوان تكيه گاههاى رينگ بكار مىروند. با وجود اينكه اين فرايند گستره وسيعترى از رينگها را شامل مىشود وجود عيب اساسى در غلتك كارى تك مسيره (نقص در وجوه انتهايى) موجب توجه بيشتر به غلتك كارى دو مسيره شده است . در دهه اول قرن بيستم ماشينهاى افقى آب - هيدروليكى با دريچههاى اتوماتيك، برخلاف ماشينهاى تك مسيره اوليه، با تكنيك جديد دو مسيره به منظور كاهش ارتفاع محورى، طراحى و ساخته شدند. اين ماشينها اصطلاحاً ماشينهاى محورى - شعاعى نام گرفتند .
در بعضى موارد، عملىترين و مقرون به صرفهترين كار اين است كه رينگ طرحدار را بصورت دو از يك يعنى 2 حلقه از1 حلقه با ارتفاع بزرگتر غلتك كارى كرد. معمولا یک ديواره در وسط ارتفاع رينگ و براى راحتى كار به عنوان جدا كننده قسمتها استفاده مىشود و مىتوان آن را به منزله يك آيينه تلقى كرد گويى آن دو قسمت بالا و پايين، تصوير همديگر در اين آيينه هستند. از آنجاییكه رينگ در دو طرف خط وسط متقارن است چنين رينگ غالبا از يك گرده اوليه ساده نوردكارى مىشود و پيش بينى و كنترل اين رينگها به مراتب از رينگهاى غيرمتقارن كه به تنهايى تحت نورد قرار مىگيرد راحتتر است. با بهينه كردن ساختار و طرح دستگاهها و آشنا شدن با سبك كنترل كامپيوترى، محدوديتهاى مربوط به قوانين قديمى درباره نسبتهاى عملى ارتفاع رينگ به ديواره رينگ (نسبت 1 به 4 براى استوانهها و نسبت 4 به 1 براى رينگهاى واشر مانند تخت) جايگاه خود را از دست مىدهد. واشرهايى با نسبت ديواره به ارتفاع 1 و استوانههايى با نسبت 1 به 16 در همان دستگاه پرداخت غلتك كارى شعاعى - محورى نورد رينگ شدهاند. قابل توجه اين كه، با استفاده ويژه از گردههايى كه بصورت لولهاى شكل آماده شدهاند مىتوان استوانههايى با نسبتهاى ديواره به ارتفاع 1 به 28 با مواد مختلف نورد كرد.
در اواسط قرن نوزدهم توسعه سريع سيستمهاى راه آهن باعث شده كه نياز به چرخهاى راه آهن افزايش پيدا كند. در ابتدا اين قطعات به طرز دشوارى با استفاده از چكشهاى آهنگرى توليد مىشدند. اما بالاخره در اوايل سال 1852، يك ماشين غلتك كارى چرخ در انگلستان ساخته شد. با افزايش توليد اين ماشينها، كارآيى توليد و توانايى شكل دادن بيشتر به چرخ نيز بهبود يافت. ماشينهاى ابتدایى دستگاههايى بودند كه فقط با مسير شعاعى رينگ توليد مىكردند. در اين ماشينها از يك جفت غلتك ساده استفاده شده و ارتفاع رينگها توسط يك ابزار با شكل مخصوص كنترل مىشود. اين ماشينها در دو نوع اصلى وجود داشتند. اساس وضعيت صفحهاى كه رينگ در طى فرايند نورد روى آن قرار مىگرفت به دو گروه عمده زير تقسيم بندى مىشدند:
1)نورد رينگ افقى، كه رينگ حول محور عمودى خودش دوران مىكند.
2) نورد رينگ عمودى، كه رينگ حول محور افقى خود دوران مىكند.
قطر رينگها در ماشينهاى عمودى، با ملاحظات عملى ارتفاع از كف زمين نسبت به موقعيت قطعه كار در محدوده خاصى قرار مىگيرد. اما در ماشينهاى از نوع افقى فقط فضاى كف زمين، قطر رينگ را محدود مىكند. در ماشينهاى افقى بعضى تجهيزات مانند غلتك اصلى (ماشينهاتر) يا سنبه در ماشين عمودى به عنوان تكيه گاههاى رينگ بكار مىروند. با وجود اينكه اين فرايند گستره وسيعترى از رينگها را شامل مىشود وجود عيب اساسى در غلتك كارى تك مسيره (نقص در وجوه انتهايى) موجب توجه بيشتر به غلتك كارى دو مسيره شده است . در دهه اول قرن بيستم ماشينهاى افقى آب - هيدروليكى با دريچههاى اتوماتيك، برخلاف ماشينهاى تك مسيره اوليه، با تكنيك جديد دو مسيره به منظور كاهش ارتفاع محورى، طراحى و ساخته شدند. اين ماشينها اصطلاحاً ماشينهاى محورى - شعاعى نام گرفتند .
ماشينهاى كنترل شده محورى - شعاعى كه با سيستم روغن - هيدروليكى كار مىكردند و داراى دريچههاى خودكار بودند در اوايل دهه 1960 ميلادى ظهور پيدا كردند. از سال 1930 تا 1980 استفاده سريع و روزافزون ياتاقانهاى غلتكى نياز به گونه ويژهاى از رينگهاى شيار را افزايش داد. پوسته داخلى و خارجى ياتاقانها با اندازههاى مختلف ساخته مىشوند. اندازه اين پوستهها در محدوده زير تغيير مىكند: قطر خارجى از 75 تا 1000 ميليمتر، ارتفاع بين 40 تا 250 ميليمتر و وزنى تا حداكثر 140 كيلوگرم (يا 310 پوند) ماشينهاى چند سنبهاى توليد انبوه براى سهولت نيل به هدف، طراحى و ساخته شدند. گونههاى مختلف ماشينها در نورد رينگ، به چهار دسته اساسى تقسيم بندى مىشوند كه همگى ناشی از طرحهاى رو به بهبود و سيستمهاى كنترل مىباشند. پيشرفتهاى سريع در الكترونيك استفاده ازميكروپروسسور و تكنولوژى رايانهاى را در ابزار نورد رينگ ممكن ساخته است. همچنين در 70 سال گذشته بسيارى از ماشينهاى مختلف كه داراى هدفهاى ويژهاى بودند در مراحل گوناگون ساخته شدهاند. استفاده از ماشينهاى عمودى و افقى جهت توليد چرخهای آهن در سالهاى پيش مرسوم بوده است اما امروزه بندرت استفاده مىشوند چون چرخهاى ريخته گرى شده راه را براى ادامه توليد اين قطعات توسط قالبهاى پرسى باز كردهاند. چهار نوع اساسى كه قبلاً به آن اشاره كرديم عبارتند ماشينهاى نورد عمودى - ماشينهاى نورد افقى محورى - شعاعى - ماشينهاى چند سنبهاى - ماشينهاى چند سنبهاى شعاعى محورى اتوماتيك. البته اخيرا، ماشينهاى غلتك كارى محورى قالب - بسته (آهنگرى مدارى يا چرخشى) براى توليد رينگها استفاده مىشود. در اين روش گرده سوراخ شده يا رينگى كه از قبل سوراخكارى شده توسط فرايند نورد رينگ ابتدا ساخته مىشود و پس از آن بين قالبهاى چرخنده شيبدار تحت فرايند آهنگرى قرار مىگيرد. قابل توجه است كه نيروى مورد نياز در آهنگرى حلقوى براى ابعاد بسيار دقيق در محدوده سطح مقطع پيچيده، تنها كسرى از نيرويى است كه در ساير فرايندهاى آهنگرى جهت تغيير شكل لازم است. تلاشهاى گذشته براى بكارگيرى اصول آهنگرى چرخشى (مدارى) با موفقيتهايى روبرو شده است. طراحى ماشينهاى مدرن و استفاده از روشهاى جديدتر، ساخت ماشينهاى پردوامتر را حایز اهمیت ساخته است.
ماشينهاى كنترل شده محورى - شعاعى كه با سيستم روغن - هيدروليكى كار مىكردند و داراى دريچههاى خودكار بودند در اوايل دهه 1960 ميلادى ظهور پيدا كردند. از سال 1930 تا 1980 استفاده سريع و روزافزون ياتاقانهاى غلتكى نياز به گونه ويژهاى از رينگهاى شيار را افزايش داد. پوسته داخلى و خارجى ياتاقانها با اندازههاى مختلف ساخته مىشوند. اندازه اين پوستهها در محدوده زير تغيير مىكند: قطر خارجى از 75 تا 1000 ميليمتر، ارتفاع بين 40 تا 250 ميليمتر و وزنى تا حداكثر 140 كيلوگرم (يا 310 پوند) ماشينهاى چند سنبهاى توليد انبوه براى سهولت نيل به هدف، طراحى و ساخته شدند. گونههاى مختلف ماشينها در نورد رينگ، به چهار دسته اساسى تقسيم بندى مىشوند كه همگى ناشی از طرحهاى رو به بهبود و سيستمهاى كنترل مىباشند. پيشرفتهاى سريع در الكترونيك استفاده ازميكروپروسسور و تكنولوژى رايانهاى را در ابزار نورد رينگ ممكن ساخته است. همچنين در 70 سال گذشته بسيارى از ماشينهاى مختلف كه داراى هدفهاى ويژهاى بودند در مراحل گوناگون ساخته شدهاند. استفاده از ماشينهاى عمودى و افقى جهت توليد چرخهای آهن در سالهاى پيش مرسوم بوده است اما امروزه بندرت استفاده مىشوند چون چرخهاى ريخته گرى شده راه را براى ادامه توليد اين قطعات توسط قالبهاى پرسى باز كردهاند. چهار نوع اساسى كه قبلاً به آن اشاره كرديم عبارتند ماشينهاى نورد عمودى - ماشينهاى نورد افقى محورى - شعاعى - ماشينهاى چند سنبهاى - ماشينهاى چند سنبهاى شعاعى محورى اتوماتيك. البته اخيرا، ماشينهاى غلتك كارى محورى قالب - بسته (آهنگرى مدارى يا چرخشى) براى توليد رينگها استفاده مىشود. در اين روش گرده سوراخ شده يا رينگى كه از قبل سوراخكارى شده توسط فرايند نورد رينگ ابتدا ساخته مىشود و پس از آن بين قالبهاى چرخنده شيبدار تحت فرايند آهنگرى قرار مىگيرد. قابل توجه است كه نيروى مورد نياز در آهنگرى حلقوى براى ابعاد بسيار دقيق در محدوده سطح مقطع پيچيده، تنها كسرى از نيرويى است كه در ساير فرايندهاى آهنگرى جهت تغيير شكل لازم است. تلاشهاى گذشته براى بكارگيرى اصول آهنگرى چرخشى (مدارى) با موفقيتهايى روبرو شده است. طراحى ماشينهاى مدرن و استفاده از روشهاى جديدتر، ساخت ماشينهاى پردوامتر را حایز اهمیت ساخته است.
نحوه عمل يك ماشين نورد رينگ از نوع محورى - شعاعى
غلتك اصلى با يك سرعت ثابت كه از قبل تعيين شده است چرخش مىكند. در حاليكه سنبه به ديواره رينگ فشار مىآورد، رينگ شروع به گردش مىكند و اين به نوبه خود باعث مىشود كه سنبه شروع به چرخش كند. يك پوسته ياتاقان كه يك جفت غلتك مخروطى را بطور جداگانه نگه مى دارد به گونهاى كه اين غلتكها، وجوه انتهايى گرده رينگ را بپوشاند. غلتك مخروطى پايينى در يك موقعيت ثابت نگه داشته مىشود به گونهاى كه سطح بالايى غلتك به طور نمونه، 3 تا 5 ميليمتر بالاتر از سطح صفحه ميز كار باشد. هر دو غلتك مخروطى حركت چرخشى داشته و غلتك بصورت هيدروليكى حركت داده مىشود. غلتك بالایى براى كاهش ارتفاع محورى رينگ به سمت غلتك پايينى مىلغزد. همينطور كه قطر حلقه بزرگ مىشود، غلتكهاى مخروطى عقب مىكشند تا فاصله بين اين غلتكها تا وجوه انتهايى رينگ حفظ شود. يك چرخ رسام كه روى شكافهاى تك محورى سوار شده است با قطر خارجى رينگ در تماس مىباشد. قطر رينگ هم با اندازهگيرى جابجایى نسبى چرخ رسام و حامل غلتك محورى كنترل مي گردد. يك جفت بازوى مركزى هيدروليك كه توسط دو چرخدنده تكهاى به هم متصلند براى اين است كه رينگها در هنگام تغییر شكل گرد باقى بمانند و همچنين نسبت به محور طولى ماشين در موقعيت دقيق و صحيح قرار داشته باشند. غلتكهاى متصل به اين بازوها با سطح خارجى رينگ در تماس هستند. بارهاى اعمالى بر دو لغزنده(به عنوان سلولهاى بار معرفى مىشوند) هر گونه اختلاف نيرويى را نسبت به غلتك مركزى آشكار مىكنند. با استفاده از سيستم كنترل ماشين ، سلولهاى باز باعث تنظيم سريع و سرعت عالى غلتك محورى مىشود كه اين عامل باعث حذف هر گونه نيروى نامتعادل مىگردد و باعث مىشود رينگ در طى فرايند نورد در موقعيت دقيق و صحيح خود باقى بماند.
غلتكهاى مركزى تضمين مىكنند كه رينگ بصورت گرد و در موقعيت صحيح خود نسبت به محور طولى ماشين باقى بماند رابطه بين كاهش محورى (ارتفاع) و شعاعى (ضخامت ديواره)، قبل از نورد براى اطمينان از عدم وجود نقايص سطحى رينگ انتخاب مىشود و كيفيت سطح توسط كامپيوتر كنترل مىشود. به طور مشابه، الگو و نمودار افزايش قطر از قبل بررسى و معين شده و سپس توسط كامپيوتر كنترل می گردد. اپراتور دستگاه بايد گرده رينگ را با توجه به ابعاد آن روى دستگاه تنظيم كند و پس از آن چرخه غلتك كارى شروع مىشود. عمليات غلتك كارى در نورد رينگ درست زمانيكه قطر خارجى و داخلى يا قطر متوسط (كه توسط اپراتور انتخاب شده است) به اندازههاى خود برسد به طور اتوماتيك متوقف مىشود. دليل غلبه ماشين محورى - شعاعى، دامنه وسيع قابليتهايى است كه توسط اين نوع ماشين منحصر بفرد قابل ارایه است. يك نوع از اين ماشينها با دامنه كارى ميانگين كه داراى ظرفيت نيروى افقى 980 كيلونيوتن، نيروى عمودى 780 كيلونيوتن و توان كلى موتور آن 500 كيلووات می باشد، رينگهايى با محدوده ابعاد زير مىتواند توليد كند. رينگهايى با اوزانى در محدوده كمتر از 45 كيلوگرم (100 پوند) تا بيشتر از 2000 كيلوگرم (4400 پوند) و ابعادى در حدود قطر داخلى 300 ميليمتر تا قطر خارجى 3000 ميليمتر و ارتفاع آن 50 تا 500 ميليمتر قابل تولید است.
تقاضاهاى فوق العاده ضرورى در مورد نورد رينگ مواد سوپرآلياژ (سوپرآلياژها موادى هستند كه مقاومتشان در برابر تغيير شكل از آلياژهاى كربنى و فولادهاى آلياژى بيشتر است) باعث پيشرفت و بهبود ماشينهاى محورى - شعاعى شده است. اين پيشرفتها در مورد ماشينهايى كه مواد پر مصرفتر كار مىكنند مفيدتر و پرمنفعتتر ظاهر مىشود. البته نورد سوپر آلياژها نيروهاى بزرگى مىطلبد در صورتيكه با استفاده از ساير آلياژها ميزان اين نيروها كمتر است. به هر حال، مواد گرانتر اگر چه هزينه بالاترى دارند ولى جنس آنها بهتر و شكلپذيرى ويژهاى از خود نشان مىدهند. سيستمهاى هدايت كننده در چنين دستگاههايى بايد با اصطكاك بسيار پايينى مواجه باشند به گونهاى كه اجزا مختلف نه سایيدگى زيادى پيدا كنند و نه اينكه دچار خلاصى باشند. بنابراين براى اين منظور از ياتاقانهاى هاتيك استفاده مىگردد. سيستمهاى كنترل ماشين به گونهاى طراحى مىشوند كه تغيير شكل اجزا ماشين را در چارچوب محورى ماشين جبران يا خنثى كنند. اين اجزا بارگذارى شده به منظور داشتن بيشترين استحكام و كمترين تغيير شكل طراحى مىگردند. اگر طراحى مرسوم تغيير كند سنبه را مىتوان روى يك پوسته ياتاقان ثابت در پايين و غلتك اصلى روى يك حامل متحرك سوار كرد. بنابراين سنبه مىتواند بصورت قلاب در هر دو انتها محكم مىشود. اين كار استفاده از سنبههايى را كه قطرشان كمتر است و بهتر مىتوانند به ديواره رينگ نفوذ كنند ممكن می سازد. در دستگاههايى كه در دهه 1980 براى نورد قطعات هواپيما استفاده مىشد، ماکزيمم نيروى محورى و شعاعى با هم برابر و ابعاد كلى دستگاهها و ظرفيت آنها از نظر اندازه رينگها بالا بود. براى مثال يكى از اين دستگاهها براى نورد قطعاتى با قطر 1250 ميليمتر و ار200 ميليمتر، نيروى محورى و نيروى شعاعى معادل 980 كيلونيوتن مورد نياز است. دستگاههاى قديمىتر و آنهايى كه از مواد كم مصرفتر استفاده مىكنند، نيروى محورى آنها از ماکزيمم نيروى شعاعىشان كمتر است. البته دليل بيان اين مطلب اين است كه طراحى اين ماشينها بر اساس نيروهاى محورى و شعاعى غلتك كارى و با توجه به كاربردشان انجام مىگيرد.
توليد و تكنولوژى فرايند نورد رينگ
با يك نگاه سطحى، فرايند نورد رينگ يك فرايند ساده با ظاهرى فريبنده است اما در نگاه واقعى و در حقيقت اين فرايند بسيار پيچيده و غيرقابل پيش بينى است و هنوز بطور كامل فهميده نشده است. در طول ساليان متمادى، توليدكنندگان دستگاههاى نورد رينگ و كاربران آنها، تاحد زيادى بوسيله تجربه و روش آزمايش و خطا، تكنيكهاى توليد را ارتقا و بهبود بخشيدند و از آن پس، امكان توليد رينگهاى طرحوار پيچيده از گستره وسيعى از مواد قابل فورجينگ فراهم شده است حتى امروزه بسيارى از ماشينهاى نورد رينگ وجود دارند كه براى توليد مطلوب يك قطعه بر مهارت و زبردستى اپراتور دستگاه متكى هستند. به هر حال، فهم روزافزون از رفتار اساسى مواد در طى نوردكارى، به اتصال اين دانش مانند جديدترين تكنولوژىهاى كنترل فرايند نورد و توليد موفقيتآميز تجهيزات نوردكارى، منتهى شده است. اولين ماشين نورد رينگ محورى - شعاعى كه توسط كامپيوتر كنترل مىشد، در سال 1980 ميلادى بكار گرفته شد. اين ماشينها قادر به نورد رينگهاى بدون عيب و نقص با نسبتهاى ديواره به ارتفاع فوق العاده بالا بود با سرعتهاى خيلى بالاتر از سرعتهاى ممكن در ماشينهاى كنترل معمولى كار مىكردند. تحقيقات اوليه روى جابجایى نواحى خاصى از ماده تحت فرايند نورد رينگ، متمركز شد. نتايج اين تحقيقات نشان داد كه اگر نواحى لغزشى (مخروطهاى نيرو) روى هم بيافتند در سطح مقطع رينگ تغيير شكل رخ خواهد داد. نواحى لغزشى براثر فشردگى كه دو غلتك در ناحيه تماس دارند ايجاد مىشوند. جابجایى قابل توجه ماده در قطر داخلى رينگ اتفاق مىافتد و جابجایى كمترى هم در قطر خارجى رخ مىدهد. اما هر دو از جابجایى ماده در قطر ميانگين كه دست نخوردهتر است جابجایى بيشترى دارند جريان رگهها آنگونه كه در شكل هم پيداست به صورت محيطى در شكل ثبت شده است.
تحقيقات اساسى در فرايند نورد تك مسيرى - محورى پيش بينى و تأييد كرده است كه ناحيهاى از رينگ تغيير شكل مىدهد كه اين ناحيه را بند پلاستيكى معرفى مىكنيم. اين ناحيه در امتداد قطر غلتك و درست مقابل نقطه تماس رينگ با غلتك است. اين پديده (بند پلاستيكى) به عنوان منبعى براى كنترل چقرمگى رينگ در سرعتهاى غلتك كارى بالاست. اين پديده جالب توجه است و وقتى كه اثرات تركيبى نورد محورى و تغيير شكل پلاستيك مربوط به مفصل بند (hinge) در نقاط مشابه روى يك رينگ در نظر گرفته شود، عملاً اهميت آن بيشتر مىشود. به هر حال، تلاشهاى اوليه باعث شد كه درك تئورى مناسبى از اين فرايند پيچيده بدست آيد.
اين تلاشها و كارهاى بعدى بصورت آشكار سبب گرديد مطالعات تحليلى و تجربى مختلف درباره نورد رينگ از كشورهاى مختلف جهان از قبيل ژاپن، آلمان غربى، كره و ايالات متحده آمريكا در كنار هم جمع آورى گردند. تحقيقات در اين زمنيه، امروزه همچنان ادامه دارد.
بيشتر اين كارها به منظور بهبود بخشيدن به دقت و صحت مدلهاى رياضى اين فرايند است. به همين خاطر براى رسيدن به اين هدف مىتوان از شبيه سازىهاى كامپيوترى بهره گرفت. بنابراين توانايى نورد اشكال رينگى كه غلتك كارى آنها مشكل است، در ماشينهاى با خصوصيات اراده قابل پيش بينىتر است. همچنين طراحى ماشين بايد به گونهاى باشد كه بتوان رينگهاى با اشكال ويژه را توليد و همچنين مواد آن را به درستى معين كرد.
اكثر ماشينهاى نورد رينگ كه از سال 1960 به بعد در سراسر جهان براى كار نصب شدند از آلمان غربى سرچشمه مىگيرند. در حقيقت شركتهاى آلمان غربى باعث بروز بسيارى از پيشرفتها در اين زمينه خاص فورجينگ شدهاند. بويژه كه يك محقق در يكى از اين شركتها، تلفيق بین روابط تجربى و تئورى را ارائه داده كه بطور موفقيتآميزى در طراحى ماشين نورد بكار گرفته شده است. يكى از اهداف اوليه در نورد رينگ دو مسيره(محورى – شعاعى) ايجاد شرايطى است كه همزمان با كاهش مسطح مقطع، قطر افزايش پيدا كند (البته بدون ايجاد عيوب سطحى)، بگونهاى كه سرعت كافى نيز برقرار باشد. در مسير محورى غلتك، منبع خطایى با توجه عيوب سطوح انتهايى و غيرگرد بودن كامل قطعه كار ايجاد مىگردد. براى جلوگيرى از سايش و لغزيدن در وجوه انتهايى رينگ و همچنين كاهش ارتفاع وجود جفت غلتكهاى مخروطى لازم و ضرورى مىباشد. در اين روش سرعت حركت سطح رينگ و غلتك با سرعت عرض وجوه رينگ مطابقت دارد. براى حفظ اين حالت بدون لقی بايد حامل غلتك محورى در طى غلتك كارى (نورد رينگ) با همان آهنگى كه مركز رينگ حركت مىكند (يعنى با نصف آهنگ افزايش قطر) عقب بكشد. يك مزيت ديگر اين اصل عملى اين است كه نيروى عمود ي بيشترى، در ازا يك توان مشخص موتور، مىتوان بكار برد. زيرا نيروى كمترى در لقی به هدر مىرود. بنابراين سطح مقطعهاى تخت با نسبتهاى ارتفاع به ديواره تا 16 قابل نورد هستند. عملا در شروع عمليات نورد، اين شرايط ايدهآل غلتك كارى غالبا بخاطر هندسه گرده و ماشين امكانپذير نيست. مراكز تئورى غلتك محورى مىتوانند پشت محور گرده قرارداده شوند تا اين امكان براى غلتكهاى محورى برقرار شود كه تمام وجوه انتهايى گرده را تحت پوشش قرار بدهد. به علاوه هنگام نورد رينگهايى كه اقطارشان بزرگتر از آن است كه در ابعاد عملى، بدون لغزش باشند، حامل غلتك محورى بايد با همان سرعت افزايش قطر خارجى رينگ، عقب بكشد.
اين امر مراكز غلتكهاى مخروطى را جلوى محور رينگ قرار مىدهد، كه اين مسأله دوباره مانع برقرارى سرعت سطحى ايدهآل رينگ كه بين غلتكها و رينگ يكسان باشد مىگردد. بدليل اينكه ضخامت ديواره در اين زمان، در مقايسه با قطر بزرگ رينگ نسبتا كوچك است، اختلاف حركت در وجه رينگ كاهش داده مىشود و معمولاً به عنوان يك زيان مشخص ظاهر نمىشود. همينكه غلتك اصلى تحت يك سرعت از قبل تنظيم شده ثابت، شروع به چرخش مىكند سرعت زاويهاى غلتكهاى محورى مخروطى بايد كاهش پيدا كند در حاليكه قطر رينگ به سمت بزرگتر شدن پيش مي رود.